تبریک انتخابات پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 6 ارديبهشت 1391 ، 20:51

 جناب آقای پیمان برجیان :

 انتخاب مجدد شمارابه عنوان رئیس هیئت مدیره کانون ناشنوایان بروجن تبریک عرض نموده ازخداوند منان آرزوی توفیق روزافزون شما را خواهانیم .

 

  روابط عمومی کانون ناشنوایان شهرستان بروجن 

New layer...
آخرين ويرايش : چهارشنبه ، 6 ارديبهشت 1391 ، 21:06
 
انتخابات هیئت مد یره پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
چهارشنبه ، 6 ارديبهشت 1391 ، 20:27
 

اطلاعیه

 

انتخابات هیئت مدیره کانون ناشنوایان بروجن برگزارشد.

دراین انتخابات که با حضورحدود60نفرازاعضای کانون ورئیس اداره بهزیستی شهرستان آقای محمدرزازی وحراست بهزیستی آقای حسینی ونماینده استان سرکارخانم صادقی درمجتمع معلولین شهید وفایی بروجن  برگزارگردید آقایان رشیدطاهری-پیمان برجیان - شعبان مکتبی - مهدی اسماعیلی - بهروز شاه محمدی بیشترین رای رابه خوداختصاص دادند.

همچنین درجلسه ای که باحضور حراست شهرستان واعضاء دراداره بهزیستی برگزارشد آقایان:

 1- پیمان برجیان ...........رئیس هیئت مدیره

 2- رشید طاهری......... نائب رئیس هیئت مدیره

 3-مهدی اسماعیلی....... خزانه دار

 4- شعبان مکتبی ..... .. عضو هیئت مدیره

 5-بهروزشاه محمدی ....عضو هیئت مدیره 

 انتخاب گردیدند.

 
   
 
بارالها پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
سه شنبه ، 29 فروردين 1391 ، 16:23
خدايا؛ گفتم خسته ام، گفتي:«لاتقنطوا من رحمة الله...» از رحمت خدا نااميد نشويد(زمر/53)گفتم:هيشكي نميدونه تو دلم چي ميگذره، گفتي: «إن الله بين المرء و قلبه...» خدا حايل است ميان انسان و قلبش (انفال/26)گفتم :هيچ كسي را ندارم، گفتي:« نحن أقرب إليه  من حبل الوريد...» ما از رگ گردن به انسان نزديكتريم(ق/16)گفتم: ولي انگار اصلا منو فراموش كردي، گفتي: «فاذكروني اذكركم...» منو ياد كنيد تا ياد شما باشم(بقره/152).    
آخرين ويرايش : سه شنبه ، 29 فروردين 1391 ، 16:28
 
داستان استاد زرنگ و دانشجوها پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
شنبه ، 20 اسفند 1390 ، 16:38
چهار دانشجو شب امتحان به جای درس خواندن به مهمونی و خوش گذرونی رفته بودند و هیچ آمادگی برای امتحانشون رو نداشتند.
روز امتحان به فکر چاره افتادند و حقه ای سوار کردند به اینصورت که سر و رو شون رو کثیف کردند و مقداری هم با پاره کردن لباس هاشون در ظاهرشون تغییراتی بوجود آوردند. سپس عزم رفتن به دانشگاه نمودند و یک راست به پیش استاد رفتند. مسئله رو با استاد اینطور مطرح کردند:

 

 که دیشب به یک مراسم عروسی خارج از شهر رفته بودند و در راه برگشت از شانس بد یکی از لاستیک های ماشین پنچر میشه و اونا با هزار زحمت و هل دادن ماشین به یه جایی رسوندنش و این بوده که به آمادگی لازم برای امتحان نرسیدند کلی از اینها اصرار و از استاد انکار، آخر سر قرار میشه سه روز دیگه یک امتحان اختصاصی برای این ۴ نفر از طرف استاد برگزار بشه . . .

 

آنها هم بشکن زنان از این موفقیت بزرگ، سه روز تمام به درس خوندن مشغول میشن و روز امتحان با اعتماد به نفس بالا به اتاق استاد میرن تا اعلام آمادگی خودشون رو ابراز کنند.
استاد قبل از امتحان با اونها این نکته رو عنوان می کنه که بدلیل خاص بودن و خارج از نوبت بودن این امتحان باید هر کدوم از دانشجوها توی یک کلاس جدا بنشینند و امتحان بدن که آنها هم به خاطر داشتن وقت کافی و آمادگی لازم با کمال میل قبول می کنند.

  امتحان حاوی دو سوال و بارم بندی از نمره بیست بود:

 ۱٫ نام و نام خانوادگی؟ ۲ نمره

 ۲٫ کدام لاستیک پنچر شده بود؟ ۱۸ نمره
الف. لاستیک سمت راست جلو
ب. لاستیک سمت چپ جلو
ج. لاستیک سمت راست عقب
د. لاستیک سمت چپ عقب

 
زندگی پي دي اف چاپ پست الكترونيكي
نوشته شده توسط Administrator   
پنجشنبه ، 25 فروردين 1390 ، 00:01

 یک متن فوق العاده زیبا در مورد زندگی

زندگی یک مشکل است با آن روبرو شو.

زندگی یک معادله است موازنه کن

زندگی یک معما است آن را حل کن.

زندگی یک تجربه است آن را مرور کن.

زندگی یک مبارزه است قبول کن.

زندگی یک کشتی است با آن دریا نوردی کن.

زندگی یک سوال است آن را جواب بده.

زندگی یک موفقیت است لذت ببر.

زندگی یک بازی است برنده و پیروز شو.

زندگی یک هدیه است آن را دریافت کن.

زندگی دعا است آن را مرتب بخوان.

آخرين ويرايش : سه شنبه ، 9 اسفند 1390 ، 17:11